بیراهه
حسرت نمی کشم اگر مزرعه ی زندگی ام بی ثمر است... من تمام دارایی ام را به پای مترسک وسط مزرعه ریخته ام به امید اینکه روزی به بار بنشیند اگر چنین هم نبود باکی نیست همین که همیشه نگاه بی آلایشش به آسمان خیره است و لبخند رضایت به لب دارد مرا کفایت می کند پ.ن: حسرت نمی کشم اگر مزرعه ی زندگی ام بی ثمر است... آدم برفی عمرم از سرما یخ زده بود دلم سوخت. با چند متر فاصله، آتشی روشن کردم که فقط کمی خودش را گرم کند کم کم جلو آمد، دستان چوبی اش را روی آتش گرفت... چشمانم را بسته ام و فریاد میکشم: آهااااای... از ادامه این کارَت می ترسم! می دانی آخرش چیست؟!! پ.ن: کاش صدایم را می شنید و . . . منحنی های دوست داشتنی منحنی هایی که رو به بالاست و عمیق... چقدر دوست داشتنی ست منحنی رو به بالایی که سکوت هم کرده باشد معنی زندگی میدهد . . . طعمش را حس کردی؟.. شیرین است پ.ن: چقدر این روزها احتیاجشان دارم. همین منحنی ها را میگویم... امروز تو را دیدم دست در دست باران باورهایتان را باهم تقسیم می کردید و من از پشت پرچین شقایق تنها این لحظه در ذهن ثبت می کردم که... . . . چشم من بود یا ابر بهار؟ نمی دانم... آن سوی پرچین تو بودی و خودت این سوی پرچین من بودم و نگاه پرسش گَرَم. آن سو عشق تقسیم می کردند این سو سهم من هیچ بود و هیچ! چترم را آرام زمین می گذارم می خواهم بدانم آن سوی پرچین چه می گذرد؟... پ.ن: خوش خیال باش... زندگی کن... زنده باش... لبخند بزن... بزن.. خودت را به گمراهی. مگر بیراهه نیست اینجا؟ بگذار گم بشوی میان خودت و سکوت کن... کافیست لبخند بزنی. همین طعمشان از تابستان هنوز زیر دندانم ست این گیلاس های بزرگ و شیرینِ باغ پدر بزرگ... همان ها که طعم رنج داشت و سختی... خوب میدانم روزگاری اینها طعم بی خوابی داشت اما حالا که نیستی وقتی در دهان میگذارم، طعم محبت می دهد و عشق... طعم مهربانی . . . طعمش همیشه برایم ماندگار است... مثل نامت پ.ن: این روزها که نیستید و مدام دلم بهانه هر دوتان را می گیرد
من طعم تلخ نیستی تان را تنها با همین ها شیرین میکنم و لبخند میزنم
Design By : Night Melody |