بیراهه
طعمشان از تابستان هنوز زیر دندانم ست این گیلاس های بزرگ و شیرینِ باغ پدر بزرگ... همان ها که طعم رنج داشت و سختی... خوب میدانم روزگاری اینها طعم بی خوابی داشت اما حالا که نیستی وقتی در دهان میگذارم، طعم محبت می دهد و عشق... طعم مهربانی . . . طعمش همیشه برایم ماندگار است... مثل نامت پ.ن: این روزها که نیستید و مدام دلم بهانه هر دوتان را می گیرد
من طعم تلخ نیستی تان را تنها با همین ها شیرین میکنم و لبخند میزنم نوشته شده در دوشنبه 90/7/11ساعت
11:25 عصر توسط قاصدک نظرات () |
Design By : Night Melody |